دفتر عشق



 

 

صدا کن مرا

 

صدای تو خوب است

 

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

 

 که در انتهای صمیمیت حزن می روید

 

در ابعاد این عصر خاموش

 

 من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم

 

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

 

و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد

 

 و خاصیت عشق این است

 

 کسی نیست

 

 بیا زندگی را بدزدیم آن وقت

 

میان دو دیدار قسمت کنیم

 

بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم

 

بیا زودتر چیزها را ببینیم

 

ببین عقرباک های فواره در صفحه ساعت حوض

 

زمان را به گردی بدل می کنند

 

بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام

 

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را

 

 مرا گرم کن

 

دوشنبه ٤ مهر ۱۳٩٠  توسط نازنین  | پيام هاي ديگران ()

 


نه این دقایق خوشبو ، که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش، نه این صداقت حرفی ، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست، نه ، هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند. و فکر می کنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد

 

عشق(۱٠)
عاشقانه(۱٠)
تنهایی(٤)
فاضل نظری(٤)
فریدون مشیری(٢)
عکس(٢)
شعر(٢)
پاییز(٢)
حمید مصدق(۱)
حسین منزوی(۱)
غروب آفتاب(۱)
نشاط اصفهانی(۱)
دکتر شریعتی(۱)
سهراب سپهری(۱)
مریم حیدرزاده(۱)
دلتنگی(۱)
فروغ فرخزاد(۱)
سایه(۱)
خدا(۱)
جدایی(۱)
کوچه(۱)
قیصر امین پور(۱)
مهدی سهیلی(۱)
هاتف اصفهانی(۱)
نجمه زارع(۱)
ابراهیم صهبا(۱)
سعدی(۱)
سیب(۱)
شهریار(۱)
سیمین بهبهانی(۱)

 

 

چشمه ریگی

 

 

 

RSS 2.0