دفتر عشق



آواز عاشقانه

آواز عاشقانه ما در گلو شکست


حق با سکوت بود؛ صدا در گلو شکست


دیگر دلم هوای سرودن نمیکند


تنها بهانه دل ما در گلو شکست


سر بسته ماند بغض گره خورده دلم


آن گریه های عقده گشا در گلو شکست


ای داد؛ کس به داغ دل باغ؛ دل نداد


ای وای؛ های های عزا در گلو شکست


آن روزهای خوب که دیدیم خواب بود


خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست


بادا مباد گشت و مبادا به باد رفت


آیا ز یاد رفت و چرا در گلو شکست


تا آمدم که با تو خداحافظی کنم


بغضم امان نداد و ندا در گلو شکست

 


                                                                               قیصر امین پور

پنجشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٩  توسط نازنین  | پيام هاي ديگران ()

 


نه این دقایق خوشبو ، که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش، نه این صداقت حرفی ، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست، نه ، هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند. و فکر می کنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد

 

عشق(۱٠)
عاشقانه(۱٠)
تنهایی(٤)
فاضل نظری(٤)
فریدون مشیری(٢)
عکس(٢)
شعر(٢)
پاییز(٢)
حمید مصدق(۱)
حسین منزوی(۱)
غروب آفتاب(۱)
نشاط اصفهانی(۱)
دکتر شریعتی(۱)
سهراب سپهری(۱)
مریم حیدرزاده(۱)
دلتنگی(۱)
فروغ فرخزاد(۱)
سایه(۱)
خدا(۱)
جدایی(۱)
کوچه(۱)
قیصر امین پور(۱)
مهدی سهیلی(۱)
هاتف اصفهانی(۱)
نجمه زارع(۱)
ابراهیم صهبا(۱)
سعدی(۱)
سیب(۱)
شهریار(۱)
سیمین بهبهانی(۱)

 

 

چشمه ریگی

 

 

 

RSS 2.0