میپندارد ماه....

 

به نسیمی همه ی راه به هم می ریزد

کی دل سنگ تو را  آه به هم می ریزد؟

 

سنگ در برکه می اندازم و می پندارم

با همین سنگ زدن ، ماه به هم می ریزد

 

عشق، بر شانه ی هم چیدن  چندین سنگ است

گاه می ماند و ناگاه به هم  می ریزد

 

آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است

دل به یک لحظه ی کوتاه به هم می ریزد

 

آه ، یک روز همین آه تو را می گیرد

گاه یک کوه به یک کاه به هم می یزد.

 

                                                فاضل نظری

/ 0 نظر / 12 بازدید