کمان کشیده

چه شود به چهره زرد من، نظری برای خدا کنی

 که اگر کنی همه درد من، به یکی نظاره دوا کنی

 

تو شهی و کشور جان تورا ،تو مهی و ملک جهان تورا

 ز ره کرم چه زیان تو را که نظر بحال گدا کنی

 

ز تو گر تفقد و گر ستم ،بود این عنایت و آن کرم

 همه از تو خوش بود ای صنم چه جفا کنی، چه وفا کنی

 

تو کمان کشیده ودر کمین ،که زنی به تیرم و من غمین

 همه غمم بود از همین ،که خدا نکرده خطا کنی

 

همه جا کشی می لاله گون ، ز ایاغ مدعیان دون

 شکنی پیاله ما که خون ،بدل شکسته ما کنی

 

تو که هاتف از درش این زمان ،روی از ملامت بیکران

 قدمی نرفته زکوی آن ،زچه رو بسوی قفا کنی

 

/ 1 نظر / 17 بازدید
شومانو

قشنگ بود www.me-20.persianblog.ir