غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم

تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم

رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد

من در این ویرانه ها احساس غربت میکنم

/ 2 نظر / 9 بازدید
بهنام

دل من تنگ تو است صندلیهای حیاط پر برف دیشب ... و تو کی می آیی؟ که شود آب همه برفهایی که نبودت را فریاد زده !

حقیقت داستان و افسانه

اما من تو این برکه هم تو رو دوست دارم هم بقیه ماهی ها رو. خوب آدم نمی تونه فقط یه نفر رو دوست داشته باشه! شاید مال اینه که دل من از دل تو گنده تره! اینا رو به قورباغه می گفتم. دوستی ما اینطوری شروع شد! از بچگی ، هر دوتایی زیر آب! اون فضا برای ما کوچیک بود، ما دنبال یه جای بزرگتر بودیم، دنبال اون نوری بودیم که صبحا برکمونو روشن می کرد، وشبا به ما آرامش می بخشید! هر روز