در سکوت دلنشین نیمه شب،
می گذشتیم از میان کوچه ها.
راز گویان، هر دو غمگین، هر دو شاد
هر دو بودیم از همه عالم جدا.
تکیه بر بازوی من می داد گرم،
شعله ور از سوز خواهش ها تنش.
لرزشی بر جان من می ریخت نرم،
ناز آن بازو به بازو رفتنش!
در نگاهش، با همه پرهیز و شرم،
برق می زد آرزوئی دلنشین.
در دل من با همه افسردگی،
موج می زد اشتیاقی آتشین.
زیر نور ماه - دور از چشم غیر -
چشم ها بر یکدیگر می دوختیم.
هر نفس صد راز می گفتیم و، باز
در تب نا گفته ها می سوختیم.
نسترن ها، از سر دیوارها،
سر کشیدند از صدای پای ما.
ماه، می پائیدمان از روی بام
عشق، می جوشید در رگ های ما
سایه ها مان، مهربان تر، بی دریغ
یکدیگر را تنگ در بر داشتند
تا میان کوچه ای - با صد ملال -
دست از آغوش هم برداشتند!
باز هنگام جدائی در رسید.
سینه ها لرزان شد و دل ها شکست
خنده ها در لرزش لب ها گریخت
اشک ها بر روی رؤیا ها نشست!
چشم جان من، به ناکامی گریست
برق اشکی در نگاه او دوید،
نسترن ها سر به زیر انداختند!
ماه را ابری به کام خود کشید.
تشنه، تنها، خسته جان، آشفته حال
در دل شب می سپردم راه خویش
تا بگریم در غمش دیوانه وار،
خلوتی می خواستم دلخواه خویش!



فریدون مشیری

/ 2 نظر / 14 بازدید
mesam

درود عزيز دلم من لحظات خوبي رو تو وب زيبات داشتم . باعث خوشحالي منه كه به وب من هم سر بزني فقط خداكنه كه به خوبي وب شما باشه [گل]

یک وبلاگنویس

سلام دوست گرامی ، امیدوارم حالتان خوب باشد ، بنده یک بخشی را راه اندازی کردم تا بتوانم با دوستان وبلاگ نویس تبادل لینک داشته باشم . شما می توانید به اینجا مراجعه کنید : http://directory.cheshmehregi.com/ و بعد از قرار دادن لینک وبلاگ چشمه ریگی در وبلاگ خود ، لینک وبلاگ خود را ثبت کنید. لینک وبلاگ شما ، همراه با عکسی از وبلاگ شما در لیست "لینک های تبادلی" به نمایش در می آید. پیروز باشید